تبليغاتX
هم گریه

حالم اصلا خوب نيست

 

حالم اصلا خوب نيست

 

حالم اصلا خوب نيست

مثله گرگ و ميشه

بي خودي با من هم

داره درگير ميشه

 

مثل سنگ با شيشه

يه تبر با ريشه

حرف حاليش نميشه

داره درگير ميشه

 

عقربه در خوابه

خواب من تب داره

اين گاري تو كوچه

شب كه بيداره

 

رفتگر در كوچه

پاييز و از بر كرد

باد و برگ و بارون

باز كارو از سر كرد

 

 

روزها يك ساله

هفته ها يك قرنه

ساعت اما هنوز

سرهشت و نيمه

 

حالم اصلا خوب نيست

اسمش از يادم رفت

از تكان پرده

مي فهمم در خواب نيست

منتظر ايستاده كه سر يه فرصت

حالم اصلا خوب نيست

 

23/7/87                پايان

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 15:59 | چهارشنبه 1387/07/24

منو ببخش _ مي شناسمت _ تو كه نبودي _ خلوتم را نشكن

 

منو ببخش

 

اگه تو رو نديدم

منو ببخش عزيزم

هر آنچه را كه گفتي

من از تو مي پذيرم

 

تورو قسم به زندگي

فقط يه بار چيزي بگو

بغض تو بشكن تو گلو

هر چي مي خواد دلت بگو

به من بگو ... فقط بگو

 

نرو بمون كنار من

براي بار آخرين

به من يه فرصتي بده

از نو كه يار نازنين

 

فرصت بده جبران كنم

گذشته ي تلخ غمو

فرصت آخر رو بده

همين يه لحظه ي كمو

 

زمان مي خوام زماني چند

قانع كنم كه قلبتو

نذار كه منتظر باشم

دريغ نكن مرهمتو

 

حق بده نازنين منو

روزاي سخت بود پيش و رو

گناه نبود يه استباه اس

ببخش همين بار منو

 

قبول مي كنم عزيز

من به تو بد كرده بودم

فرصت بده جبران كنم

قلبتو رد كرده بودم

 

فرصت بده جبران كنم

گذشته ي تلخ غمو

فرصت آخر رو بده

همين يه لحظه ي كمو

 

10/7/87             پايان

 

 

 



مي شناسمت

 

وقتي رسيدي غريبه بودي

حالا كه مي ري چه آشنايي

وقتي رسيدي مي گفتي ازعشق

نگفتي با من از اين جدايي

 

تو كه مي گفتي بي من ميمري

وقتي نباشم در غم اسيري

 

مي شناسمت من بارها وُ بارها

ديدم تو رو من در خواب و رويا

در خواب آينه ، در خواب بوسه

تو شبي  كه ماه ، تنها مي پوسه

 

مي شناسمت من ! غريبه نيستي

نگو دوباره !  با من تو كيستي

نگو كه اين اشك با من بريزه

اين شب خسته از من بميره

 

25/2/85                   پايان

 

 

 



تو كه نبودي

 

تو كه نبودي ، تبسمم مرد

خنده رو گريه ، از رو لبام برد

تو كه نبودي ، شكسته سايه ام

پر شدم از درد ، پر از گلايه ام

 

تو كه نبودي ، ستاره ام سوخت

تو شب روشن !

اينه نمي ذاشت ، واسه هميشه

من و رو به من !

 

توكه نبودي  ، اينجا ببيني !

چه شوره زاره ، رو گونه ي من

پر از هراس ِ ، براي مردن

اين دل ساده ، تو خلوت تن

 

هنوز تو كوچه ، كه رد ِ پات ِ

تو قاب ِ كهنه ، عكس نگات ِ

 

هنوز تو خونه ، بوي تو جاريست

اين باغچه از ياس ، هميشه عاريست

 

هميشه اين تو ، رفتي كه بي من

بي تو مي مونم  ، هميشه اين من

 

25/2 85                 پايان

 

 


 

خلوتم را نشكن

 

خلوتم را نشكن !

خلوتم راه درازيست

به بيداري ي ِ‌ تو

 

خلوتم را نشكن !

خلوتم راه خياليست

به تنهايي تو

 

خلوتم رنگ شماس

پر از ياد شماس

مثل روياي غزل

خلوتي بي انتهاس

 

خلوتم را نشكن

خلوتم را نشكن

 

۱۵/۱/۸۷             پایان

 

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 7:49 | چهارشنبه 1387/07/17

چرا باید

 

چرا بايد

 

چرا بايد به تو فكر كرد

تو رو داشت و تو رو فهميد

چرا بايد تو رو حس كرد

از تماشاي تو رقصيد

 

چرا بايد تو رو بوييد

چرا بايد تو رو بوسيد

چرا بايد اسم ِ شب رو

از لب بغض ِ تو شنيد

 

چرا ايثار با تو سبزه

چرا خنده با تو معناس

چرا گريه شكل هق هق

چرا بي تو هرجا دعواس

 

چرا آخه اينچنين ِ

دنياي ازل تا پايان

تو كه مي تونستي خوبم

همه رو ببخشي يكسان

 

چرا ديد  ِ يكي كوتاه

يكي مي ره تا خود ِ اوج

يكي حرف اش سر هيچ

يكي حرف اش از دل موج

 

چرا با فقر يكي در جنگ

يكي با پول گيج و گنگ

يكي از تنهايي سيره

يكي با يار مي كنه جنگ

 

چرا اول هر چيزي

با تو خوبم ميشه آغاز

چرا پايان ِ ميشه از تو

اول نقطه ي آغاز

 

چرا آسمون و خورشيد

به تو محتاج ِ خداوند

حتي يك ذره كوچيك

حتي اين شكوه الوند

 

چرا بخشيدي به شاعر

هق هق شب گريه ها رو

چرا بخشيدي به نقاش

چرا كوه ُ  جنگلا رو

 

چرا بايد تو خداشي

چرا اي خداي عاشق

چرا بايد اين چنين شه

 

چرا بايد اين چنين شه

چرا بايد اين چنين شه

 

25/2/85              پايان


!! نوشته شده توسط جلالي | 7:39 | چهارشنبه 1387/07/17

بر باد رفته _ تو رو من _ از تو مايوسم _ قاب

 

بر باد رفته

 

من از اين پنجره خالي

من از اين ستاره خاموش

من از اين روياي بر باد

من از اين قصه فراموش

چه حاصل دارم !

 

من از اين بي تو شكستن

من از اين بي تو نشستن

من از اين بي تو گريستن

من از اين من بي تو از تن

چه حاصل دارم !

 

من و اين ستاره سوزي

من و اين شب دوباره

من و اين بغض هميشه

تا تولد دوباره

 

بگو كي مي شه رها شد

در خودم بايد فنا شد 

به كجاي پهنه ي شب

 ازخودم بايد رها شد

 

25/2/85                    پايان

 

 

 

تو رو من

 

تو رو من تو عمق دريا

تو رو من رو نوك كوه ها

تو رو من هر جاي دنيا

مي بينم اي نازنين يار

 

تو رو من رو بال ابرا

تو رومن تو خواب و رويا

تو رو من هر جاي دنيا

مي بينم اي نازنين يار

 

مي بينم تو رو هميشه

توي تنهايي خسته

حرف زياده ولي افسوس  

دارم اما لبي بسته

 

تو رو تو خواب ستاره

اونور شباي معصوم

تو رو من هميشه دارم

غايب هميشه معلوم

 

نه معمايي نه مجهول

هر كي مي گه يه دروغه

تو اگه نباشي خوبم

دنيامون چه بي فروغه

 

25/11/84                 پايان

 

 

 

 

از تو مايوسم

 

از تو مايوسم عزيزم

در خودم بايد بپوسم

توي اين غربت سنگي

لبه ي مرگو بپوسم

 

 

وقتي رفتي نازنينم

شدم اره از تو مايوس

اسير يه قاب كهنه

اسير دنياي كابوس

 

من در من جا گذاشتي

با خودم تنها گذاشتي

با خودت حتي نبردي

منو تو رويا گذاشتي

 

من در من جا نذار

من و با خودت ببر

من هلاك عشقتم

من و تا خودت ببر

 

من و ببر از اين غزل

مي خوام ترانه وار باشم

زمستون و دوست ندارم

با تو مي خوام بهار باشم

 

نگو نميشه نازنين

اي بهترين بهترين

تنها تو مي فهمي منو

تو روزگار شب نشين

 

تو جنگ تن به تن ببين

شدم اسير من من

تو آخرين نبرد ما

رهام كن از حصار تن

 

24/11/84              پايان

 

 

 

 

قاب

 

نگاهي پشت پنجره قاب مي شود

و چشمي در آن به خواب مي شود

افسوس در ان سوي پنجره چيزي نيست

و چشم خيره به مهتاب مي شود

از ان نگاه ها كه رسيد به صبح

تنها نگاه تست كه افتاب مي شود

 

1/12/84                          پايان

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 4:59 | جمعه 1387/07/12

صبر کن _ پای دیوار _ بدون تو _ رسم تست

صبر کن


صبرکن ،عشق من، اینجا بمیره
بعد برو!هر جا که خواستی ؟
صبر کن ! گریه ام تموم شه
بعد برو؟ اگه نخواستی ؟

کوچ نکن عزیز من
صبر کن ، سفر نکن 
بی توچه ساده میشکنه
بغض خدا تو دل من

این لحظه رو دووم بیار
صبر کن،حرفام تموم شه
نگاتو نگیر یه لحظه ......
بذار چشمام در تو گم شه

صبر کن ، بعد برو

20/6/87                 پایان

 

 

 

پای دیوار


پای دیوار شکسته

سر این کوچه ی خلوت 

منتظر برات می مونم
با یه دنیا  آه و حسرت

منتظر اینجا می مونم
سراین کوچه ی خسته
پای دیوار شکسته
می کنم یاد گذشته

زیر برف باد و بارون
توی چله ی زمستون
منتظر اینجا میشینم
چشم برات تا آخرین جون

ذره ذره اینجا تن من می پوسد
مثل برگ پاییز به زمین می ریزد


22/6/87                 پایان

 

 

 

بدون تو


دیگه قصه ای ندارم
تا كه بگم براي تو
بروي شب پا ميذارم
تا كم شم از هواي تو

بدون تو شلخته ام
بدون تو زشتم و بد
وقتي تو رفتي خوب خوب
راکد شدم مثال سد

دیگه رویا نمی خوام
قصه مون آخر راس
ما بايد يكي بشيم
اينه رمز قصه هاس


19/1/87                  پايان

 

 

 
رسم تست 


اسم ما شکل وطن
تن ما خاک وطن
از خون سرخ من و تو
آباد میشه خاک وطن

پاک میشه از ظلمت شب
از این دسیسه های بد
وقتی که منو تو باشیم
کنار هم مثال سد

رسم ما ایستادگی یه 
تا پای جون پای وطن
مردن ما ترس نداره
اگه باشه پای وطن

در من و تو ترانه ایست
به نام آزادی و صلح
سرود فتح  زندگی است
به نام آزادی و صلح

وقتی که پشت تو منم
پشت تو وقتی با منه
از شب تنهائی نترس
چشم من و تو روشنه

میدان توپخانه ببین
با خون ما بیدار می شه
می لرزه ازخشم ما خلق
انگار جهان خمار میشه


16/4/87             پایان

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 23:33 | چهارشنبه 1387/07/03