نسل سوخته _ يكي اينجا
نسل سوخته
وعده سر خرمن نده
كارمون از دعا گذشت
تا دير نشد يه كاري كن
جوني رفت و برنگشت
براي نسل دل سوخته
يه كاري كن يه كاري كن
ديگه بسه دروغ و حرف
يه كاري كن يه كاري كن
ببين آشفته غمگينم
يه كاري كن كه ميميرم
بده دساتو دست من
بذار دستاتو بگيرم
11/1/88 پايان
يكي اينجا
تو دوباره پیش رومي
مثل یک عكس قديمي
باز به یاد من میاری
اون گذشته ی صمیمي
لحظه هام پر میشه ازتو
ازتو و ُعطر تن تو
گم میشم تو ی خیالم
توی ِ آغوش ِ تن تو
مي كنه زندگی اينجا
یکی با خاطره هات
با تو ُ عطر صدات
با تو ُ فانوس چشات
حیف که تونیستی ببینی
یکی که تو براش همه کسی
تو واسش هم نفسي
توی این دلواپسی
توی اوج بی کسی
حیف که تونیستی ببینی
بمون نگو میخوام برم
21/1/87 پايان
تقويم_خاطره قدیمی
تقويم
تقويم درد ، تقويم آه
تمام ِ زندگاني بود
تقويم ِ شهر من پر از
تقويم ِ بيچارگي بود
هر ورق از تقويم من
دلشوره بود و اضطراب
يه حادثه كه سر مي زد
از پشت اندوه ِ نقاب
خاك من از تقويم شوم
پر بود ز استعمار جنگ
دست شبيخون رفيق
به معني ي مدرن ُ رنگ
پر بود از اين لكه ننگ
حمله ي تاتار و مغول
يك ورق از تقويم من
عهد نامه ي تركمن چاي
يك قطعه از تقسيم من
يه ورق از تقويم من
سادگي ي يه شاه ِ بد
تقلب وزير ِ دوست
واسه منا فع هاي بد
1/11/87 پايان
خاطره قدیمی
انگار همین دیروز بود
خاطره قدیمی
کنار هم نشستن
تو آغوش صمیمی
انگار همین دیروز بود
رویای قد کشیدن
به فصل سبز بودن
بزرگ شدن رسیدن
اما حالا چه تلخه
اندوه این حقیقت
دیگه نمیشه برگشت
به اون شب غنیمت
29/12/87 پايان


