هم گریه
ترانه : آرشیوی خاطره ها
"آزادی"
وقتي حقيقت آزادي ندارد! آزادي حقيقت ندارد؟ ژاك پره
"آزادی"
وقتي گفتن حقيقت خود جرمه
آزادي معنا نداره
لب اون كه دوخته باشه
حرفي از دنيا نداره
توي دفتراي مشق ام
روي تخته ، روي ديوار!
رو ي میز و پنجره ها
مي نويسم اينو صدبار!
زنده باد آزادي اما
اگه حتي نشه برپا
براي من و تو اينجا
توي قصه يا كتابا
يا كه هر جا
روي برف و باد و بارون
گوشه ي دلگير زندون
مي نويسم اينو با خون
واسه اون كه مي كنه جون
تو فقط كه اينو بدون
تا حقيقت نشه آزاد
آزادي نميشه بر پا
اين نداره كه حقيقت
زنده باد آزادي ما
روي سنگ و خون و کاغذ
روي جنگل ِ خاکستر
حرف ما حرف من و تو
همه حرفا اينه آخر
روي تخت ِ شاه خوبان
رو سلاح ِ جنگجويان
حرف آدم ! جن وحيوان
زنده باد آزادي اي جان
22/7/87 پايان
!! نوشته شده توسط جلالي
| 13:14 | سه شنبه 1387/08/28
•


