تبليغاتX
هم گریه - هم بغض _ همين كوچه

هم بغض _ همين كوچه

 

به نینای عزیز

هم بغض

 

تو رو گم كردم اي هم بغض ديروز

ميون  ِ كوچه هاي ِ سرد امروز

ندارم جزء يه مشت ِ يادگاري

از اون روزاي ِ آفتابي و دل سوز

 

تو رو گم كردم تو يازي ي تقدير

توي ِ شادي ي ِ تلخ ِ  قايم موشك

شدي پنهان كجاي اين شب ِ تلخ

تو رفتي ، به اين رفتن نكن  شك

 

توي خاموشي سرد كدوم شهر

 نمي دانم كجاي اين زميني

بدون هم بغض ديروز ِ فراموش

هنوزم بهترين اين كنيزي

 

3/9/87                    پايان

 

 

همين كوچه

 

يادم مياد يه روزي

اون روزاي دور ِ دور

اهل ِ يه كوچه بوديم

كوچه آشتي كنون

 

روز ُ شبهامون با هم

آخ كه چه ساده مي گذشت

پيش خدا مي رسيد

صداي ِ‌ خنده هامون

 

اما حالا بي خبر

هر كدوم به يك طرف

سرد و ساده بي صدا

عمرمون ميشه تلف

 

به من بگو كجايي

هم بازي قديمي

پشت كدوم پنجره

شدي با شب صميمي

 

خاطره رو مرور كن

برگردد به خواب ديروز

يه فصل تازه وا كن

پيشم بيا تو امروز

 

نذار كه بغض ديروز

تو خاطره بريزه

نفس من تو امروز

به ياد مرگ بسوزه

 

هنوز تو بغض ديروز

تو رو دارم كنارم

هنوز تو اين زمستون

به ياد تو بهارم

 

تو روزاي قديمي

تويي يار صميمي

تو حجله اي كه ساخيم

هم غصه قديمي

 

يادت مياد اون روزا رو

با بچه هاي محل

همه هم بازي بوديم

از اون روزاي دلشاد

يه جوري راضي بوديم

 

چه رويايي مي ساختيم

براي هم تو حجله

ماه عسل مي رفتيم

تو اون شباي چله

 

اما تموم شد انگار

اين خواب نصفه نيمه  

كابوس شده رسيدن

با شب دلم عجينه

 

تموم شد كودكي مون

با قهر روآشتي هامون

خنده ي بي ريامون

با همديگه رسيديم

به فصل نو جوني

 

صحبتامون ازعشق شد

فرهاد چه جورعاشق شد

تا چشمامون كه باز شد

ديديم رسيد جووني

 

تا اومديم بچينيم

ازهمديگه گسستيم

نفهميديم چه جوري

تموم شده جووني

 

چه روياي قشنگي

قصه رنگارنگي

داره تموم دنيا

چه خوب اين دل تنگي

 

بيا كنار من باش

رفيق و يار من باش

نذار كه قصه هامون

تنها بشه كه اي كاش

 

رفيق ِ‌خوب ديروز

به يادتم هنوزم

دارم تو اين اسارت

به پاي تو مي سوزم

 

27/7/87              پايان

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 18:32 | جمعه 1387/10/06