گره ي ِ كور _ دل تنگي _ هجوم سبز
گره ي ِ كور
گم نشو تو خواب لحظه
من و بشناس اي هميشه
گره ي خلوت ِ كورم
جزء به دستت وا نميشه
من و تازه كن با نبض ات
بذار تكراري نمونم
خيس بشم از شب و گريه
از غم فردا بخونم
پلكاتو وا كن ببيني
پيش پاتم ، روبروتم
پر از روياي خيس ُ
خواب سنگين سكوتم
جاي بوسيدن دستات
من دارم گريه مي كارم
باز دارم تو خاطراتت
كم كمك قدم ميذارم
كنار شش گوشه ي تو
كنج دنج ِ اين اتاقم
دنبال خودت نه عكست
شب و روز به روي طاقم
مي گم اي نبض ِ هميشه
زنده ام اما يه مرده
اون كي بود ، كه ياد من رو
بگو از ياد ِ تو برده
26/5/85 پايان
دل تنگي
نه از درد و نه از غصه
نه از پايان اين قصه
نترسيدم ، نه مردم من
ولي مردم ز دل تنگي
نه از بغض نه از گريه
نه از تنهايي سايه
نترسيدم ، نه مردم من
ولي مردم ز دل تنگي
از اين دلواپسي خستم
ببين از بي كسي خستم
طلوع تازه ي من باش
از اين بيهودگي خستم
چه دل تنگم چي بي رنگم
هنوزم با تو يك رنگم
بيا برگرد عزيز من
كه بي تو خارمو سنگم
26/8/85 پايان
هجوم سبز
تو بغض تلخ فردامون
تو حجم سبز رويامون
هر روز از را مي رسه تنهايي مون
داره از راه مي رسه تنهايي مون
هر روز از راه مي رسه بي تو ولي
قصه ي پوچ همين در به دري
منم و يه كوله بار ِ سفري
كجايي كه از منم بي خبري
حالا با تنهايي همزبون شدم
پشت اين پنجره آفتاب مي گيرم
نيستي يو نفش تو رو تو آينه
مي پرسم يه وقتايي قاب مي گيرم
ميشكنم اينه رو با خشم سكوت
اينجا هم فاصله ها كم نميشه
وقتي نيستي حتي اين غصه با من
يه لحظه همراه همدم نمي شه
نمي خوام ديگه ببينم
مرگ اين لحظه رو عاشق
نمي خوام بي تو بشينم
تك وتنها توي قايق
بغض هر روز من اينه
فصل خاكستري و سرد
شب تنهايي عاشق
شب نيلوفري درد
من از خودت نرنجون
من نميشم از تو دلسرد
تو رو مي بخشم عزيزم
بي خيال هر چي دلت كرد
26/8/85 پايان


