تبليغاتX
هم گریه - بي نهايت _اگر مرا باور كني_دفترتنهايي

بي نهايت _اگر مرا باور كني_دفترتنهايي

 

بي نهايت

 

تا بي نهايت

در تمام ناتمام تو پنهان مي شوم

و درابديت از سر آغاز تو پيدا مي شوم

اينگونه به آنچه كه مي خوام مي رسم

به بيداري بيشه در دور دست

به خواب راحت يك عكس در قاب چوبي

به نرمي پروانه اي خوابيده به برگ گل

به سپيدي برف در زمستان تهي

به زردي پاييز در تنگستان هيچ

مي رسم از تو به آنچه كه تو مي خواهي

به ابتداي اين شروع نا به هنگام

به ساحلي دور از اقيانوس خالي

به انزواي يك شب تاريك

به اشكاي بي زوال يك لبخند

به غروب تهي از بوسه

 

21/9/87           پايان

 

 

 

 

اگر مرا باور كني

 

اگر مرا باور كني

مي شود از گذشته گذشت

و پلي به سمت بازوانت كشيد

و پروازي تا ابديت كرد

 

12/1/88             پايان

 

 

 

دفترتنهايي

 

دربهار نگراني

طعم گيلاس خوشبو را

از دفترتنهايي پاييز بپرس

اكنون كه ديگر دنيا به آخر خود نزديك است

يك آغوش براي هم صدايي باز كن

كه فرداي ما تنهاييست

 

8/6/87                 پايان

 

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 7:40 | سه شنبه 1388/01/25