هم گریه
ترانه : آرشیوی خاطره ها
تقويم_خاطره قدیمی
تقويم
تقويم درد ، تقويم آه
تمام ِ زندگاني بود
تقويم ِ شهر من پر از
تقويم ِ بيچارگي بود
هر ورق از تقويم من
دلشوره بود و اضطراب
يه حادثه كه سر مي زد
از پشت اندوه ِ نقاب
خاك من از تقويم شوم
پر بود ز استعمار جنگ
دست شبيخون رفيق
به معني ي مدرن ُ رنگ
پر بود از اين لكه ننگ
حمله ي تاتار و مغول
يك ورق از تقويم من
عهد نامه ي تركمن چاي
يك قطعه از تقسيم من
يه ورق از تقويم من
سادگي ي يه شاه ِ بد
تقلب وزير ِ دوست
واسه منا فع هاي بد
1/11/87 پايان
خاطره قدیمی
انگار همین دیروز بود
خاطره قدیمی
کنار هم نشستن
تو آغوش صمیمی
انگار همین دیروز بود
رویای قد کشیدن
به فصل سبز بودن
بزرگ شدن رسیدن
اما حالا چه تلخه
اندوه این حقیقت
دیگه نمیشه برگشت
به اون شب غنیمت
29/12/87 پايان
!! نوشته شده توسط جلالي
| 16:7 | چهارشنبه 1388/02/09
•


