قدغن_جنگل زرد
قدغن
وقتي ديدار قدغن شد
بوسه يار قدغن شد
دست كشيدن سر رويا
ته ديوار قدغن شد
بخند به اين آزادي
تو حبس انفرادي
كنج پستو قدغن شد
بغض آهو قدغن شد
خنده هاي سر شادي
سحر و جادو قدغن شد
تو حبس انفرادي
بخند به اين آزادي
نرخ آزادي گرونه
قيمت اش قيمت جونه
دوختن لبا با سوزن
اينه رسم اين زمونه
توي آزادي خاموش
داشتن عكس تو جرمه
لب با سوزن ميدوزن
گفتن ِ حق خود ِ جرمه
مثل داشتن يه روياس
مثل بودن مثل خوبي
معني عدالت اينجاس
توي قاب عكس چوبي
14/3/87 پايان
جنگل زرد
به عمق فاجعه فكر كن
نگو اين فقط يه چوبه
نگو آتيش زدن چوب
واسه گرم شدن چه خوبه
چشماتو يه لحظه وا كن
جنگل زرد و نگاه كن
همه جا شده بيابون
اين حقيقت و فنا كن
نمي دوني که چه جوري
چه زيبا ساختي كوير ُ
شده نابود توي آتيش
سوزوندي درخت ِ پير ُ
شاخ و برگ مي سوزوني
خيلي راحت خيلي ساده
كاغذ و قلم نمي شه
درخت از پا افتاده
5/8/87 پايان


