تبليغاتX
هم گریه - شعبده باز _ هميشه با من

شعبده باز _ هميشه با من

 

شعبده باز 

 

آهاي داداش ، شعبده باز شهر منم

من تو رو با خودم به قصه مي برم

آهاي داداش ، گوش بده به حرفاي من

قسم به مولا كه دروغ نمي زنم

 

واسه نمايش واسه تون مار ميذارم

يه حقه از طلسم تب دار مي ذارم

نمی دونی با تر دستي های عجیب

همه تونو چه جور سر كار ميذارم

 

زنجير دور كتفمو ساده پاره مي كنم

با يه انگشت سنگا رو بالا ميارم

فوت مي كنم سكه رو از دست خودم

از تو گوش و دماغ  ِ تو در ميارم

 

يه نسخه سبز دارم برات جنس ِ دعا

اين نسخه رو نمي فروشم من به شما

نه صد تومن نه ده تومن هزار تومن

بروش نوشته اسم اعظم خدا

 

14/7/87             پايان

 

 

 

هميشه با من 

 

اي هميشه سايه بر سر ، اي تو خورشيد فروزان

يا كنار من بمون يا  ، منو در خودم بسوزان

اي منو هميشه با من  ، بذار از تو بنويسم

حالا كه تو بغض ِ اندوه ، ازحضور گريه خيسم

بذار دلتنگ تو باشم  ، آره هم سنگ توباشم

توي اين شب زدگي ها ،  من فقط رنگ تو باشم

بذار از تو بنويسم  ، كه با تو خوب و نفيسم

بي تو يك طالع نحسم  ، قصه ي صد تا حديثم

بذار از تو بنويسم  ، كه پرازترانه مي شم

وقتي باشي نازنينم  ، پرحس تازه مي شم

بذار از تو بنويسم  ، دنيا كه خلاصه ي تست

تموم دنيا يه قطره از تو ُ حماسه ي  تست

 

 14/11/84         پايان

 

 

!! نوشته شده توسط جلالي | 13:39 | شنبه 1388/03/23